مولانا جلال الدین محمد بلخی

از بزرگتری شاعران ایرانی است. مولانا هم از لحاظ بلندی افکار و شورانگیزی اشعار و هم حیث مقدار شعری که از او باقی مانده است،یکی از بزرگترین شاعران جهان است .پدر مولانا،محمد بن حسین،خطیبی است که به  بهاءالدین ولد معروف شده و او را  سلطان العلماء  نسبت داده اند .

مولانا،شش و به روایتی چهارده ساله بود که پدرش  بهاءولد  بر اثر رنجش خوارزمشاه یا خوف از سپاه مغول شهر بلخ را ترک کرد و قصد حج کرد و به سمت بغداد رهسپار شد.جلال الدین محمد ( مولانا ) در ششم ربیع الاول سال 604 ه.ق که مصادف است با   ۱۵ مهر ۵۸۶ هجری شمسی، سی سپتامبر ۱۲۰۷  در بلخ متولد شد. مادرش ملکه جهان ، از شاهزادگان خوارزمشاهی بود و پدرش سلطان العلماء  بهاء الدین محمد ، معروف به بهاء ولد از علما و خطبا و بزرگان صوفیه در اواخر قرن  ششم بود.

  بر اثر اختلافی که بین بهاء ولد ( پدر مولانا ) و فخرالدین رازی و تابعانش که شدیدا مورد حمایت سلطان محمد خوارزمشاه بودند ، در گرفت ، پس از مرگ فخر رازی  در سال 609 یا 610 ه.ق ، بهاء ولد و خاندانش از شرق ایران به سمت غرب آن مهاجرت نمودند.

در آغاز این سفر خانواده ، جلال الدین پنج یا شش ساله بوده است. بهاء الدین پس از ترک خراسان از راه بغداد به مکه رفت ،  سپس به ارزنجان و ملطیه  سفر کرد.آن ها مدت چهار سال در ملطیه اقامت نمودند و بعد به لارنده رفتند و هفت سال هم در آن جا بودند. در این شهر زمانی که جلال الدین نوزده ساله بود ، گوهر خاتون ، دختر لالای سمرقند را به عقد جلال الدین درآوردند.

پس از آن به قونیه رفتند و در این شهر ،که در آن زمان جزو ولایات روم شرقی بود،اقامت گزیدند ساکن شدند .بهاء الدین ولد دراین شهر به وعظ و تدریس می پرداخت .

روز یکشنبه پنجم جمادی الاخرسال 672 ه.ق. مولانا جلال الدین محمد ،زندگی را بدرود گفت .

مثال دلبران صیاد بودم

                             مثال دل میان خون نبودم

در این بودم که این چون است و آن چون

                             چنین حیران آن بی‌چون نبودم

تو باری عاقلی بنشین بیندیش

                             کز اول بوده‌ام اکنون نبودم

همی‌جستم فزونی بر همه کس

                             چو صید عشق روزافزون نبودم

چو دود از حرص بالا می دویدم

                             به معنی جز سوی هامون نبودم

چو گنج از خاک بیرون اوفتادم

                             که گنجی بودم و قارون نبودم

حضرت مولانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *